denken

Aussprache: /ˈdɛŋkn̩/
Wortzerlegung: den·ken
فعل

فکر کردن، اندیشیدن، به یاد داشتن، نظر داشتن

Bedeutungen

1 an + Akkusativ

به کسی یا چیزی فکر کردن، به یاد کسی/چیزی بودن

  • Ich denke oft an meine Familie.من اغلب به خانواده‌ام فکر می‌کنم.
  • Denk bitte an den Schlüssel!لطفاً کلید را به یاد داشته باش (فراموش نکن)!
2 über + Akkusativ / von + Dativ

عقیده، نظر یا دیدگاهی درباره کسی یا چیزی داشتن

  • Was denkst du über diesen Film?نظرت در مورد این فیلم چیست؟
  • Ich denke sehr gut von ihm.من نظر بسیار خوبی نسبت به او دارم.
3 dass-Satz / Infinitiv mit zu

باور داشتن، گمان کردن، پنداشتن

  • Ich denke, dass es morgen regnen wird.فکر می‌کنم فردا باران خواهد بارید.
  • Er dachte, alles richtig gemacht zu haben.او پنداشت که همه چیز را درست انجام داده است.
4 intransitiv

فعالیت ذهنی داشتن، اندیشیدن، تعقل کردن

  • Menschliches Denken unterscheidet uns von Tieren.تفکر انسانی ما را از حیوانات متمایز می‌کند.
  • Sabine denkt immer viel zu kompliziert.سابینه همیشه خیلی پیچیده فکر می‌کند.