gedankenverloren
غرق در فکر/حواسپرت/اندیشناک
Bedeutungen
1
کسی که چنان در افکار خود غرق شده که از محیط اطراف خود غافل است؛ معمولاً با حالتی متفکرانه یا رویایی همراه است.
- Sie ging gedankenverloren durch den Park.او غرق در فکر در پارک قدم میزد.
- Der gedankenverlorene Student vergaß seine Prüfung.دانشجوی غرق در فکر، امتحانش را فراموش کرد.
- Mit einem gedankenverlorenen Lächeln saß er da.او با لبخندی اندیشناک آنجا نشسته بود.