gedankenverloren

Aussprache: /ɡəˈdaŋkn̩fɛɐ̯ˌloːʁən/
Worttrennung: ge·dan·ken·ver·lo·ren
صفت

غرق در فکر/حواس‌پرت/اندیشناک

Bedeutungen

1

کسی که چنان در افکار خود غرق شده که از محیط اطراف خود غافل است؛ معمولاً با حالتی متفکرانه یا رویایی همراه است.

  • Sie ging gedankenverloren durch den Park.او غرق در فکر در پارک قدم می‌زد.
  • Der gedankenverlorene Student vergaß seine Prüfung.دانشجوی غرق در فکر، امتحانش را فراموش کرد.
  • Mit einem gedankenverlorenen Lächeln saß er da.او با لبخندی اندیشناک آنجا نشسته بود.