gedißten

Aussprache: /ɡəˈdɪstən/
Worttrennung: ge·diß·ten
Wort

تجزیه شده، حل شده

Bedeutungen

1 Akkusativ

مورد لعن و نفرین شدید قرار گرفتن، محکوم شدن به بدبختی یا عذاب الهی.

  • Der Tyrann wurde vom Volk und vom Klerus gleichermaßen gedisst und verflucht.آن ظالم هم از سوی مردم و هم از سوی روحانیون به یکسان مورد لعن و نفرین قرار گرفت.
  • Seine Taten waren so abscheulich, dass er sich den Zorn Gottes zuzog und von allen guten Menschen gedisst wurde.اعمال او چنان نفرت‌انگیز بود که خشم خداوند را برانگیخت و توسط همه انسان‌های خوب مورد لعن قرار گرفت.