gedißten
تجزیه شده، حل شده
Bedeutungen
1
Akkusativ
مورد لعن و نفرین شدید قرار گرفتن، محکوم شدن به بدبختی یا عذاب الهی.
- Der Tyrann wurde vom Volk und vom Klerus gleichermaßen gedisst und verflucht.آن ظالم هم از سوی مردم و هم از سوی روحانیون به یکسان مورد لعن و نفرین قرار گرفت.
- Seine Taten waren so abscheulich, dass er sich den Zorn Gottes zuzog und von allen guten Menschen gedisst wurde.اعمال او چنان نفرتانگیز بود که خشم خداوند را برانگیخت و توسط همه انسانهای خوب مورد لعن قرار گرفت.