gedickten
ضخیم شده
Bedeutungen
1
N/A (intransitiv)
غلظت یافتن یا متراکم شدن یک مایع یا ماده، اغلب در اثر تبخیر، کاهش دما یا افزودن مواد دیگر.
- Die Sauce war zu dünn und musste noch etwas eindicken.سس خیلی رقیق بود و باید کمی غلیظتر میشد.
- Bei sinkenden Temperaturen begann das Wasser im Rohr zu dicken.با کاهش دما، آب درون لوله شروع به یخ زدن (غلظت یافتن) کرد.