gediegen

Aussprache: /ɡəˈdiːɡn̩/
Worttrennung: ge·die·gen
صفت

خالص، ناب، اصیل، باکیفیت و محکم، معتبر

Bedeutungen

1

با کیفیت بالا، اصیل، محکم و بادوام، اغلب در مورد مواد، ساخت و ساز یا اشیاء گران‌قیمت به کار می‌رود.

  • Das alte Holz hat einen gediegenen Glanz entwickelt.چوب قدیمی جلایی اصیل پیدا کرده است.
  • Die Bauweise des Hauses ist sehr gediegen und solide.نحوه ساخت خانه بسیار محکم و اصیل است.
  • Er schätzt gediegene Handwerkskunst über billige Massenware.او به صنایع دستی باکیفیت به جای کالاهای انبوه ارزان‌قیمت ارزش می‌نهد.
2

معتبر، قابل اعتماد، با شخصیت و باوقار (اغلب در مورد افراد یا رفتار).

  • Sein gediegenes Auftreten machte Eindruck auf die Gäste.رفتار باوقار او بر مهمانان تأثیر گذاشت.
  • Sie ist eine gediegene Persönlichkeit mit viel Lebenserfahrung.او شخصیتی معتبر با تجربه زندگی فراوان است.
  • Der alte Herr sprach mit gediegener Stimme über seine Jugend.پیرمرد با صدایی باوقار درباره دوران جوانی‌اش صحبت کرد.
3

خالص، ناب (اغلب در مورد فلزات گران‌بها).

  • Der Schmuck war aus gediegenem Gold gefertigt.این جواهرات از طلای خالص ساخته شده بودند.
  • Die Münze bestand aus gediegenem Silber.سکه از نقره ناب تشکیل شده بود.
  • Ein gediegener Goldbarren ist eine sichere Wertanlage.یک شمش طلای خالص سرمایه‌گذاری امنی است.