doodeln

Aussprache: /ˈduːdl̩n/
Wortzerlegung: doo·deln
فعل

طراحی کردن (در حین بی‌حوصلگی)، وقت گذراندن با کارهای بی‌اهمیت، استفاده از سایت Doodle برای هماهنگی

Bedeutungen

1 ohne Objekt / Akkusativ (etwas doodeln)

کشیدن نقاشی‌های ساده و بی‌هدف، معمولاً در حین فکر کردن یا گوش دادن به چیزی.

  • Während des langweiligen Meetings doodelte er kleine Figuren auf sein Notizbuch.او در طول جلسه خسته‌کننده، اشکال کوچکی را روی دفترچه یادداشتش خط‌خطی می‌کرد.
  • Manchmal doodelt sie einfach nur, um sich zu entspannen.گاهی اوقات او فقط برای آرامش خود نقاشی‌های بی‌هدف می‌کشد.