dotzen

Aussprache: /ˈdɔt͡sn̩/
Wortzerlegung: dot·zen
فعل

جهیدن (توپ)، بالا و پایین پریدن

Beispiele

  • Ich lasse den Ball ''dotzen''.من اجازه می‌دهم توپ بجهد.

Bedeutungen

1 an + Akkusativ / gegen + Akkusativ

به چیزی با صدای نسبتاً خفه و محکم برخورد کردن، ضربه زدن (اغلب ناخواسته یا با نیروی کم).

  • Er ist mit dem Kopf gegen den Türrahmen gedotzt.او با سر به چارچوب در خورد.
  • Der Ball dotzte gegen die Wand und fiel herunter.توپ به دیوار خورد و افتاد پایین.