gefälligst
لطفاً (به طعنه)، فوراً، بیدرنگ
Bedeutungen
1
برای بیان دستوری که با لحنی مؤدبانه اما غالباً با کنایه یا اجبار همراه است؛ لطفاً (اغلب با لحن تند).
- Mach gefälligst deine Hausaufgaben!لطفاً تکالیفت را انجام بده! (با لحن دستوری و کمی تند)
- Seien Sie gefälligst still!لطفاً ساکت باشید! (با لحن دستوری)
- Komm gefälligst sofort her!فوراً بیا اینجا! (با لحن دستوری و اجبار)
2
بیدرنگ؛ فوراً (کاربرد کمتر رایج و قدیمیتر).
- Er sollte gefälligst die Wahrheit sagen.او باید بیدرنگ حقیقت را میگفت.
- Die Nachricht kam gefälligst zur rechten Zeit.خبر فوراً در زمان مناسب رسید.
- Er musste gefälligst die Arbeit beenden.او مجبور بود فوراً کار را تمام کند.