gefälligst

Aussprache: /ɡəˈfɛlɪçst/
Worttrennung: ge·fäl·ligst
قید

لطفاً (به طعنه)، فوراً، بی‌درنگ

Bedeutungen

1

برای بیان دستوری که با لحنی مؤدبانه اما غالباً با کنایه یا اجبار همراه است؛ لطفاً (اغلب با لحن تند).

  • Mach gefälligst deine Hausaufgaben!لطفاً تکالیفت را انجام بده! (با لحن دستوری و کمی تند)
  • Seien Sie gefälligst still!لطفاً ساکت باشید! (با لحن دستوری)
  • Komm gefälligst sofort her!فوراً بیا اینجا! (با لحن دستوری و اجبار)
2

بی‌درنگ؛ فوراً (کاربرد کمتر رایج و قدیمی‌تر).

  • Er sollte gefälligst die Wahrheit sagen.او باید بی‌درنگ حقیقت را می‌گفت.
  • Die Nachricht kam gefälligst zur rechten Zeit.خبر فوراً در زمان مناسب رسید.
  • Er musste gefälligst die Arbeit beenden.او مجبور بود فوراً کار را تمام کند.