gefühlsbetont
احساسی، عاطفی
Bedeutungen
1
تحت تأثیر شدید احساسات یا عواطف بودن؛ نشاندهنده یا بیانگر احساسات قوی.
- Ihre gefühlsbetonte Rede berührte viele Zuhörer.سخنرانی احساسی او بسیاری از شنوندگان را تحت تأثیر قرار داد.
- Er ist ein sehr gefühlsbetonter Mensch und zeigt seine Emotionen leicht.او فردی بسیار احساسی است و احساسات خود را به راحتی بروز میدهد.
- Die Musik war sehr gefühlsbetont und melancholisch.موسیقی بسیار عاطفی و غمانگیز بود.