gefühlsmäßig
احساسی، عاطفی
Bedeutungen
1
ناشی از احساسات یا عواطف، تحت تاثیر احساسات.
- Seine gefühlsmäßige Reaktion war für viele überraschend.واکنش احساسی او برای بسیاری تعجبآور بود.
- Sie traf ihre Entscheidung nicht rational, sondern gefühlsmäßig.او تصمیم خود را نه بر اساس عقل، بلکه بر اساس احساس گرفت.
- Der Künstler drückte seine tiefen Gefühle durch seine Malerei gefühlsmäßig aus.هنرمند احساسات عمیق خود را به صورت احساسی از طریق نقاشی خود بیان کرد.