gefühlvoll
با احساس، با عاطفه، احساساتی
Bedeutungen
1
نشاندهنده یا بیانگر احساسات عمیق، همدلی یا عاطفه.
- Sie spielte ein sehr gefühlvolles Lied am Klavier.او آهنگ بسیار احساسیای را روی پیانو نواخت.
- Er gab eine gefühlvolle Antwort auf die Frage.او پاسخ با احساسی به سوال داد.
- Die gefühlvolle Darstellung des Charakters berührte das Publikum.به تصویر کشیدن عاطفی شخصیت، تماشاگران را تحت تأثیر قرار داد.