gefürchtet
ترسناک، هولناک، بدنام
Bedeutungen
1
موجب ترس و وحشت شدن؛ کسی یا چیزی که از او حساب میبرند یا میترسند.
- Der gefürchtete Diktator wurde schließlich gestürzt.دیکتاتور ترسناک سرانجام سرنگون شد.
- Sie war die gefürchtete Gegnerin im Schach.او حریف ترسناک در شطرنج بود.
- Der gefürchtete Sturm zog langsam auf.طوفان هولناک به آرامی نزدیک میشد.