فعل
خوش آمدن، مورد پسند بودن؛ کشته شدن (در جنگ)، افتادن/سقوط کردن
معانی و تعاریف gefallen:
- مورد پسند بودن، خوش آمدن؛ ایجاد حس خوب در کسی (با فاعل شیء/ایده و مفعول داتیو شخص).
- در میدان جنگ یا نبرد کشته شدن (مخصوص سربازان و نظامیان).
- افتادن، سقوط کردن یا به دست کسی/وضعیتی افتادن (صرف Partizip II از فعل fallen).
جملات نمونه برای gefallen:
Das neue Kleid ''gefällt'' mir sehr gut.
این لباس جدید خیلی مورد پسند من است (خیلی از آن خوشم میآید).
Viele Soldaten sind im Krieg ''gefallen''.
بسیاری از سربازان در جنگ کشته شدند.
Die Stadt ist in die Hände des Feindes ''gefallen''.
شهر به دست دشمن افتاد.