gefechtsfähig
آماده نبرد، قابل رزم
Bedeutungen
1
آماده برای شرکت در نبرد یا عملیات نظامی؛ در وضعیت عملیاتی.
- Die Truppen sind vollständig gefechtsfähig.سربازان کاملاً آماده نبرد هستند.
- Das Schiff muss repariert werden, um wieder gefechtsfähig zu sein.کشتی باید تعمیر شود تا دوباره قابل رزم باشد.
- Nach der Übung waren alle Fahrzeuge wieder gefechtsfähig.پس از رزمایش، تمام وسایل نقلیه دوباره آماده عملیات بودند.