gefechtsfähig

Aussprache: /ɡəˈfɛçt͡sˌfɛːɪç/
Worttrennung: ge·fechts·fä·hig
صفت

آماده نبرد، قابل رزم

Bedeutungen

1

آماده برای شرکت در نبرد یا عملیات نظامی؛ در وضعیت عملیاتی.

  • Die Truppen sind vollständig gefechtsfähig.سربازان کاملاً آماده نبرد هستند.
  • Das Schiff muss repariert werden, um wieder gefechtsfähig zu sein.کشتی باید تعمیر شود تا دوباره قابل رزم باشد.
  • Nach der Übung waren alle Fahrzeuge wieder gefechtsfähig.پس از رزمایش، تمام وسایل نقلیه دوباره آماده عملیات بودند.