feinern
تصفیه کردن، پالایش کردن، ظریفتر کردن
Beispiele
- An dem Musikstück hat der Komponist lange gefeilt und ''gefeinert''.آهنگساز مدت طولانی روی قطعه موسیقی کار کرد و آن را پالایش کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را تصفیه یا پالایش کردن، آن را ظریفتر یا خالصتر کردن (مثلاً فلزات، مواد).
- Der Goldschmied feinert das Edelmetall, um es glänzender zu machen.زرگر فلز گرانبها را تصفیه میکند تا آن را درخشانتر کند.
- Durch sorgfältige Bearbeitung lässt sich der Stoff feinern.با پردازش دقیق میتوان پارچه را ظریفتر کرد.
2
Akkusativ
چیزی را بهبود بخشیدن، کاملتر کردن (مثلاً یک مهارت، یک طرح).
- Er feinert seine Technik ständig, um besser zu werden.او دائماً تکنیک خود را بهبود میبخشد تا بهتر شود.
- Wir müssen den Plan noch feinern, bevor wir ihn umsetzen.ما باید قبل از اجرای طرح، آن را بیشتر تکمیل کنیم.