geflügelt
بالدار، دارای بال، بالدار
Bedeutungen
1
دارای بال؛ مجهز به بال برای پرواز.
- Der geflügelte Engel schwebte vom Himmel herab.فرشته بالدار از آسمان فرود آمد.
- Die geflügelte Statue zierte den Eingang.مجسمه بالدار ورودی را زینت میداد.
- In der Mythologie gibt es viele geflügelte Wesen.در اساطیر موجودات بالدار زیادی وجود دارد.
2
به صورت استعاری یا مجازی دارای بال؛ سریع یا الهامبخش.
- Die Zeit fliegt mit geflügelten Füßen.زمان با پاهای بالدار پرواز میکند (به سرعت میگذرد).
- Seine Worte waren wie geflügelte Pfeile.کلمات او مانند تیرهای بالدار بودند (تأثیرگذار و سریع).
- Die geflügelte Idee inspirierte die Künstler.این ایده الهامبخش، هنرمندان را ترغیب کرد.