geflügelt

Aussprache: /ɡəˈflyːɡl̩t/
Worttrennung: ge·flü·gelt
صفت

بالدار، دارای بال، بال‌دار

Bedeutungen

1

دارای بال؛ مجهز به بال برای پرواز.

  • Der geflügelte Engel schwebte vom Himmel herab.فرشته بالدار از آسمان فرود آمد.
  • Die geflügelte Statue zierte den Eingang.مجسمه بالدار ورودی را زینت می‌داد.
  • In der Mythologie gibt es viele geflügelte Wesen.در اساطیر موجودات بالدار زیادی وجود دارد.
2

به صورت استعاری یا مجازی دارای بال؛ سریع یا الهام‌بخش.

  • Die Zeit fliegt mit geflügelten Füßen.زمان با پاهای بالدار پرواز می‌کند (به سرعت می‌گذرد).
  • Seine Worte waren wie geflügelte Pfeile.کلمات او مانند تیرهای بالدار بودند (تأثیرگذار و سریع).
  • Die geflügelte Idee inspirierte die Künstler.این ایده الهام‌بخش، هنرمندان را ترغیب کرد.