geflitzt Aussprache:/ɡəˈflɪtst/Wortzerlegung:ge·flitzt Partizip II دویده است، سریع رفته است معانی و تعاریف geflitzt:به معنای دور شدن یا رفتن با سرعت بسیار زیاد، اغلب در مواقعی که فرد میخواهد از موقعیتی ناخوشایند یا خطرناک فرار کند یا به سرعت به جایی برسد. جملات نمونه برای geflitzt:Als die Sirenen erklangen, sind die meisten Anwesenden sofort vom Platz geflitzt.هنگامی که آژیرها به صدا درآمدند، بیشتر حاضران بلافاصله از محل گریختند.Er hat nur einen kurzen Moment innegehalten, bevor er mit seinen Unterlagen zum nächsten Termin geflitzt ist.او تنها لحظهای مکث کرد، پیش از آنکه با مدارکش به سمت قرار ملاقات بعدی با شتاب دور شود.