folgern

Aussprache: /ˈfɔlɡɐn/
Wortzerlegung: fol·gern
فعل

نتیجه گرفتن، استنتاج کردن

Bedeutungen

1 aus + Dativ

بر اساس اطلاعات یا شواهد موجود، به یک نتیجه یا استنتاج رسیدن.

  • Aus seinen Worten folgerte ich, dass er nicht einverstanden war.از حرف‌هایش نتیجه گرفتم که او موافق نبود.
  • Man kann daraus folgern, dass die Situation ernst ist.می‌توان از این نتیجه گرفت که وضعیت جدی است.
2 Akkusativ

چیزی را به عنوان نتیجه منطقی از چیزی دیگر استنباط کردن.

  • Er folgerte die Notwendigkeit einer sofortigen Handlung.او ضرورت اقدام فوری را استنباط کرد.
  • Was folgern Sie aus diesen Daten?چه چیزی از این داده‌ها نتیجه می‌گیرید؟