folgen
دنبال کردن، پیروی کردن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem/etwas)
پشت سر کسی یا چیزی حرکت کردن، تعقیب کردن.
- Der Hund folgt seinem Herrchen überallhin.سگ صاحبش را همه جا دنبال میکند.
- Bitte folgen Sie mir zum Ausgang.لطفاً مرا تا خروجی دنبال کنید.
2
Dativ (jemandem/etwas)
از دستورات، قوانین یا توصیهها پیروی کردن.
- Er folgt immer den Anweisungen des Lehrers.او همیشه از دستورالعملهای معلم پیروی میکند.
- Wir sollten dem Rat des Arztes folgen.ما باید از توصیه پزشک پیروی کنیم.
3
(intransitiv)
به عنوان نتیجه یا پیامد چیزی رخ دادن.
- Auf Regen folgt Sonnenschein.بعد از باران، آفتاب میآید.
- Aus dieser Entscheidung werden wichtige Konsequenzen folgen.از این تصمیم پیامدهای مهمی ناشی خواهد شد.