folgen

Aussprache: /ˈfɔlɡn̩/
Wortzerlegung: fol·gen
فعل

دنبال کردن، پیروی کردن

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem/etwas)

پشت سر کسی یا چیزی حرکت کردن، تعقیب کردن.

  • Der Hund folgt seinem Herrchen überallhin.سگ صاحبش را همه جا دنبال می‌کند.
  • Bitte folgen Sie mir zum Ausgang.لطفاً مرا تا خروجی دنبال کنید.
2 Dativ (jemandem/etwas)

از دستورات، قوانین یا توصیه‌ها پیروی کردن.

  • Er folgt immer den Anweisungen des Lehrers.او همیشه از دستورالعمل‌های معلم پیروی می‌کند.
  • Wir sollten dem Rat des Arztes folgen.ما باید از توصیه پزشک پیروی کنیم.
3 (intransitiv)

به عنوان نتیجه یا پیامد چیزی رخ دادن.

  • Auf Regen folgt Sonnenschein.بعد از باران، آفتاب می‌آید.
  • Aus dieser Entscheidung werden wichtige Konsequenzen folgen.از این تصمیم پیامدهای مهمی ناشی خواهد شد.