gefurchten

Aussprache: /ɡəˈfʊrçtən/
Wortzerlegung: ge·furch·ten
Deklinierte Form

چین‌خورده، شیاردار، ترسیده (صفت وصفی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

ترس شدید و عمیق از چیزی یا کسی داشتن؛ وحشت کردن یا هراسیدن در مواجهه با خطر یا تهدید.

  • Die Bevölkerung fürchtete die anrückende Armee und versteckte sich in den Kellern.مردم از ارتش در حال پیشروی وحشت کردند و در زیرزمین‌ها پنهان شدند.
  • Er fürchtete die Konsequenzen seiner Tat und bereute sie zutiefst.او از عواقب عمل خود ترسید و عمیقاً از آن پشیمان شد.
2 Akkusativ

از چیزی یا کسی اجتناب کردن به دلیل ترس یا نگرانی؛ پرهیز کردن از مواجهه با چیزی که باعث ترس می‌شود.

  • Sie fürchtete, sich mit ihren Fragen unbeliebt zu machen, und schwieg daher.او از اینکه با سؤالاتش ناخواسته شود می‌ترسید، بنابراین سکوت کرد.
  • Der Politiker fürchtete die öffentliche Kritik und vermied daher kontroverse Themen.سیاستمدار از انتقاد عمومی می‌ترسید و بنابراین از موضوعات بحث‌برانگیز اجتناب می‌کرد.