fusseln
پرز دادن (پارچه)، نمنم باریدن (منطقهای)
Beispiele
- Der Stoff ''fusselt'' aber sehr.اما این پارچه خیلی پرز میدهد.
- Es ''fusselt'' heute schon den ganzen Tag.امروز تمام روز نمنم باران میبارد.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
پرز دادن، پرز انداختن (در مورد پارچه یا لباس)
- Diese neue Decke fusselt sehr stark.این پتوی جدید خیلی پرز میدهد.
- Meine schwarze Hose fusselt nach dem Waschen immer.شلوار مشکی من بعد از شستشو همیشه پرز میدهد.