gegabelten
شاخهدار شده
Bedeutungen
1
kein
حالتی که چیزی (مانند مسیر، رودخانه، یا ساختار) به دو یا چند انشعاب یا شاخه تقسیم شده است.
- Wir standen an einer gegabelten Wegkreuzung, die uns vor eine Entscheidung stellte.ما در یک تقاطع راه منشعب شده ایستاده بودیم که ما را با تصمیمی روبرو کرد.
- Die gegabelte Wurzel des alten Baumes ragte tief in die Erde.ریشه دو شاخه شده درخت کهنسال عمیقاً در زمین فرو رفته بود.