gehen
رفتن، راه رفتن، مطرح بودن (درباره چیزی بودن)، کار کردن، حال داشتن، امکانپذیر بودن
Bedeutungen
1
in/zu/nach + Dativ/Akkusativ / (بدون مفعول)
حرکت کردن با پاها، پیادهروی کردن یا طی کردن یک مسیر به سمت مقصد
- Wir gehen heute Abend ins Kino.ما امشب به سینما میرویم.
- Das Kind lernt gerade gehen.کودک در حال یادگیری راه رفتن است.
2
es geht um + Akkusativ
موضوع و موضوعیت داشتن چیزی، پایِ چیزی در میان بودن یا درباره چیزی بودن (ساختار غیرشخصی)
- In diesem Buch geht es um die Geschichte Europas.در این کتاب موضوع درباره تاریخ اروپا است.
- Es geht hier um deine Zukunft.اینجا پای آینده تو در میان است.
3
es geht + Dativ
وضعیت و حال و احوال کسی بودن (ساختار غیرشخصی با ضمیر داتیو)
- Wie geht es dir heute?امروز حالت چطور است؟
- Es geht mir den Umständen entsprechend gut.با توجه به شرایط، حالم خوب است.
4
(بدون مفعول)
ترک کردن یک مکان یا رفتن از پیش کسی
- Ich muss jetzt leider gehen.متأسفانه من الآن باید بروم (اینجا را ترک کنم).
- Es ist schon spät, wir sollten langsam gehen.دیگر دیر وقت است، کمکم باید برویم.
5
(بدون مفعول)
کار کردن، درست عمل کردن یک دستگاه، مکانیزم یا ساعت
- Meine Uhr geht nicht mehr.ساعت من دیگر کار نمیکند.
- Der Motor geht wieder einwandfrei.موتور دوباره کاملاً درست کار میکند.
6
(بدون مفعول)
امکانپذیر بودن، عملی بودن یا قابل قبول بودن یک امر (عامیانه)
- Das geht auf keinen Fall!این به هیچ وجه امکانپذیر نیست (نمیشه)!
- Geht das so in Ordnung?آیا اینطوری مورد قبول است؟
7
(بدون مفعول)
پیش رفتن یا توسعه یافتن یک فرایند، روند یا کار
- Die Arbeit geht gut voran.کار به خوبی پیش میرود.
- Wie geht es mit dem Projekt?پروژه چطور پیش میرود؟
8
bis + Akkusativ / bis zu + Dativ
امتداد داشتن یا رسیدن تا یک نقطه خاص (برای مسیر، لباس یا فاصله)
- Der Mantel geht ihm bis zu den Knien.پالتو تا زانوهایش میرسد.
- Der Weg geht bis in den Wald hinein.مسیر تا داخل جنگل امتداد دارد.
9
in + Akkusativ
گنجایش داشتن (جا شدن مقداری در چیزی)
- In den Tank gehen 50 Liter.در این باک ۵۰ لیتر جا میگیرد.
- In den Koffer geht nicht mehr viel hinein.در چمدان چیز زیادی جا نمیشود.
10
(بدون مفعول)
ور آمدن و پف کردن خمیر در آشپزی
- Lass den Teig eine Stunde an einem warmen Ort gehen.بگذار خمیر یک ساعت در یک جای گرم بماند تا ور بیاید.
- Der Teig muss gut gehen, damit das Brot locker wird.خمیر باید خوب ور بیاید تا نان پوک شود.