gegangen werden
اخراج شدن، برکنار شدن (اغلب به شکلی که استعفا به نظر برسد)
Bedeutungen
1
مجبور به ترک شغل یا موقعیت شدن، معمولاً به صورت غیرمستقیم یا با فشاری که فرد را وادار به استعفا میکند، اما در واقع اخراج است.
- Nach dem Skandal wurde der Manager sanft 'gegangen'.پس از رسوایی، مدیر به نرمی مجبور به ترک کار شد.
- Viele ältere Mitarbeiter wurden in den letzten Jahren 'gegangen', um Platz für jüngere zu machen.بسیاری از کارکنان مسنتر در سالهای اخیر برای ایجاد فضا برای جوانترها، مجبور به ترک کار شدند.
- Er hat gekündigt, aber eigentlich wurde er 'gegangen'.او استعفا داد، اما در واقع اخراج شد.