gaumen
مراقبت کردن، محافظت کردن (گویش سوئیسی)
Beispiele
- Der Babysitter ''gaumt'' die Kinder und das Haus.پرستار بچه از بچهها و خانه مراقبت میکند.
- Gaume'' deine künstlerische Freiheit!از آزادی هنری خود محافظت کن!
Bedeutungen
1
Akkusativ
(بسیار نادر/کهن) چیزی را با کام (سقف دهان) چشیدن یا حس کردن.
- Er gaumte den feinen Wein, um alle Nuancen zu erfassen.او شراب مرغوب را چشید تا تمام ظرافتهای آن را درک کند.
- Die Zunge gaumte die Süße des Honigs, die sich langsam entfaltete.زبان شیرینی عسل را با کام حس کرد که به آرامی آشکار میشد.