gegen eine Mauer reden
بیاثر بودن حرف، نادیده گرفته شدن
Bedeutungen
1
مشابه ، این اصطلاح نیز به معنای صحبت کردن با کسی است که به حرفهای شما توجهی نمیکند یا اهمیتی نمیدهد. تلاش بیثمر برای رساندن پیام به فردی که کاملاً بیتفاوت است.
- Ich habe ihm alles erklärt, aber es war, als würde ich gegen eine Mauer reden.همه چیز را برایش توضیح دادم، اما انگار داشتم با دیوار حرف میزدم.
- Seine Eltern versuchen, ihm gute Ratschläge zu geben, aber er redet gegen eine Mauer.والدینش سعی میکنند به او نصیحتهای خوبی بکنند، اما او انگار با دیوار حرف میزند.
- Es ist sinnlos, mit ihm über Politik zu diskutieren; man redet gegen eine Mauer.بحث کردن با او درباره سیاست بیفایده است؛ انگار با دیوار حرف میزنی.