gegenübersassen
مینشستند روبرو
Bedeutungen
1
jemandem/etwas + gegenüber + sitzen
بیان کننده موقعیتی در گذشته که شخص یا چیزی در مقابل فردی که نشسته است، قرار داشت؛ استفاده در روایتهای تاریخی یا گزارش وقایع گذشته (شکل قدیمیتر گذشته ساده).
- Die beiden Staatsoberhäupter saßen sich bei der Konferenz gegenüber, um eine friedliche Lösung zu finden.دو رئیس دولت در کنفرانس روبروی هم نشسته بودند تا راه حلی مسالمتآمیز بیابند.
- In der alten Bibliothek saßen die Gelehrten den alten Folianten gegenüber und studierten deren Inhalt.در کتابخانه قدیمی، دانشمندان روبروی طومارهای کهن نشسته بودند و محتوای آنها را مطالعه میکردند.