gegenübersehen
روبرو شدن, مواجه شدن, مقایسه کردن
Bedeutungen
1
Dativ / Intransitiv
در مکانی قرار گرفتن که روبروی مکان یا شخص دیگری باشد؛ با موقعیتی دشوار یا مهم روبرو شدن.
- Unser Haus sieht dem Park gegenüber.خانه ما روبروی پارک قرار دارد.
- Sie sah der schwierigen Situation mutig gegenüber.او با شجاعت با موقعیت دشوار روبرو شد.
2
Akkusativ + Dativ
چیزی را با چیز دیگری مقایسه کردن یا در ارتباط قرار دادن.
- Man muss die aktuellen Zahlen den historischen Daten gegenübersehen.باید اعداد فعلی را با دادههای تاریخی مقایسه کرد.
- Diese Entwicklung sieht man der früheren Situation gegenüber.این تحول را با وضعیت قبلی مقایسه میکنند.