gegenüberstehen
روبرو بودن، مواجه بودن
Bedeutungen
1
jemandem/etwas (Dativ) gegenüberstehen
در روبرو یا مقابل کسی/چیزی ایستادن (فیزیکی)
- Das Haus steht dem Park gegenüber.خانه روبروی پارک قرار دارد.
- Wir standen uns schweigend gegenüber.ما در سکوت روبروی هم ایستاده بودیم.
2
Dativ
با مشکلات، چالشها یا نگرش خاصی مواجه و روبرو بودن
- Die Firma steht großen Herausforderungen gegenüber.شرکت با چالشهای بزرگی روبرو است.
- Er steht dem Vorschlag skeptisch gegenüber.او نسبت به این پیشنهاد دیدگاهی تردیدآمیز / بدبینانه دارد.