gegeneinanderhetzen
کسی را علیه دیگری تحریک کردن، وادار کردن کسی به حمله به دیگری
Beispiele
- Unsere europäische Wertegemeinschaft will ein Raum von Freiheit und Toleranz sein. Sie bestraft Fanatiker und Ideologen, die Menschen ''gegeneinanderhetzen'', Gewalt predigen und unsere politischen Grundlagen untergraben.جامعه ارزشی اروپایی ما میخواهد فضایی از آزادی و مدارا باشد. این جامعه متعصبان و ایدئولوگهایی را که مردم را علیه یکدیگر تحریک میکنند، خشونت را موعظه میکنند و پایههای سیاسی ما را تضعیف میکنند، مجازات میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ + gegeneinander
(افراد یا گروهها را) علیه یکدیگر تحریک کردن، شوراندن
- Er versucht, die Kollegen gegeneinanderzuhetzen.او سعی میکند همکاران را علیه یکدیگر تحریک کند.
- Solche Gerüchte hetzen die Menschen gegeneinander.چنین شایعاتی مردم را علیه یکدیگر میشوراند.