gegenfinanzieren

Aussprache: /ˈɡeːɡn̩fɪnanˌt͡siːʁən/
Worttrennung: ge·gen·fi·nan·zie·ren
فعل

از طریق منابع دیگر تامین کردن، جبران کردن (هزینه)

Beispiele

  • Laut ‚Spiegel‘ bereitet Finanzminister Wolfgang Schäuble (CDU) für 2016 nun ein Sparpaket von 2,5 Milliarden Euro vor, um die Flüchtlingshilfe ''gegenzufinanzieren.طبق گزارش اشپیگل، وزیر دارایی ولفگانگ شوبله (CDU) اکنون در حال آماده‌سازی بسته‌ای صرفه‌جویانه به مبلغ ۲.۵ میلیارد یورو برای سال ۲۰۱۶ است تا کمک‌های مربوط به پناهندگان را جبران کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

تأمین مالی یک پروژه یا طرح با بودجه‌ای دیگر، معمولاً به عنوان مکمل یا در مقابل آن.

  • Die Europäische Union wird das Projekt mit 5 Millionen Euro gegenfinanzieren.اتحادیه اروپا این پروژه را با ۵ میلیون یورو هم‌تأمین مالی خواهد کرد.
  • Wir müssen die Investition durch Eigenkapital gegenfinanzieren, um die Bankkredite zu reduzieren.ما باید سرمایه‌گذاری را با سرمایه خودمان تأمین مالی متقابل کنیم تا وام‌های بانکی را کاهش دهیم.