gegenleisten
به عنوان جبران پرداخت کردن، جبران کردن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem/etwas)
چیزی را در مقابل یا در عوض چیزی دیگر انجام دادن یا ارائه دادن، جبران کردن؛ معادل چیزی را پرداختن.
- Er leistete der Gemeinde einen Dienst als Gegenleistung für die Hilfe.او در ازای کمک، خدمتی به شهرداری انجام داد.
- Die Firma musste den Kunden eine Entschädigung gegenleisten.شرکت مجبور شد غرامتی به مشتریان بپردازد.