gegenlesen
بازخوانی کردن، تصحیح کردن، مقابله کردن (برای یافتن خطاهایی)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) gegenlesen
متنی را به منظور یافتن غلطهای املایی، نگارشی یا محتوایی دوباره خواندن و تصحیح کردن
- Könntest du bitte meine Bachelorarbeit vor dem Drucken gegenlesen?میتوانی لطفاً پایاننامه کارشناسی مرا پیش از چاپ بازخوانی (غلطگیری) کنی؟
- Die Lektorin hat das gesamte Manuskript gründlich gegengelesen.ویراستار کل دستنوشته را با دقت بازخوانی کرد.