gegenreformatorisch
ضد اصلاحی (مربوط به دوره ضد اصلاحات)
Bedeutungen
1
مربوط به جنبش یا دوره تاریخی ضد اصلاحات پروتستانتیسم؛ در مخالفت با اصلاحات دینی.
- Die gegenreformatorische Bewegung war sehr einflussreich.جنبش ضد اصلاحی بسیار تأثیرگذار بود.
- Viele Kunstwerke aus dieser Zeit sind gegenreformatorisch geprägt.بسیاری از آثار هنری آن دوره تحت تأثیر ضد اصلاحات هستند.
- Die Politik der Kirche war klar gegenreformatorisch.سیاست کلیسا به وضوح ضد اصلاحی بود.