gegenständlich
عینی، ملموس، قابل لمس
Bedeutungen
1
مربوط به اشیاء فیزیکی؛ ملموس، قابل دیدن و لمس کردن؛ در مقابل انتزاعی یا ذهنی.
- Die Kunstwerke waren sehr gegenständlich und detailreich.آثار هنری بسیار عینی و پر از جزئیات بودند.
- Er bevorzugt gegenständliche Malerei gegenüber abstrakter Kunst.او نقاشی عینی را به هنر انتزاعی ترجیح میدهد.
- Wir brauchen gegenständliche Beweise für unsere Behauptung.ما برای ادعای خود به شواهد عینی نیاز داریم.