gicksen

Aussprache: /ˈɡɪksn̩/
Wortzerlegung: gick·sen
فعل

صدای نازک درآوردن (صدا)، نیشگون گرفتن

Beispiele

  • Ich hatte dabei fortwährend das Gefühl, als sängen Sie mit wohlklingender Stimme immer um einen halben Ton zu tief; und Ihr Ohr wieder glaubt offenbar mich ''gicksen'' zu hören.من دائماً این احساس را داشتم که شما با صدایی خوش‌آهنگ نیم پرده پایین‌تر می‌خوانید؛ و به نظر می‌رسد گوش شما مرا "گیکسن" می‌شنود.

Bedeutungen

1 intransitiv

صدای ریز و جیغ‌مانند (مانند جوجه یا پرنده کوچک) درآوردن.

  • Die kleinen Küken gicksen im Nest.جوجه‌های کوچک در لانه جیک‌جیک می‌کنند.
  • Manchmal hört man die Maus leise gicksen.گاهی اوقات صدای ریز موش را می‌شنویم.