gliedern
تقسیمبندی کردن، ساختاربندی کردن
Beispiele
- Du musst deinen Vortrag besser ''gliedern,'' damit dir die Zuhörer folgen können.تو باید سخنرانیات را بهتر تقسیمبندی کنی تا شنوندگان بتوانند دنبالت کنند.
- Der Artikel ''gliedert'' sich in drei Teile.این مقاله به سه بخش تقسیم میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ / in + Akkusativ
چیزی را به بخشها یا قسمتهای منطقی تقسیم کردن و ساختار دادن.
- Man sollte eine Präsentation klar gliedern.باید یک ارائه را به وضوح ساختار داد.
- Der Text ist in mehrere Abschnitte gegliedert.متن به چندین بخش تقسیم شده است.
2
sich in + Akkusativ gliedern
به بخشهایی تقسیم شدن، ساختار داشتن.
- Das Buch gliedert sich in drei Hauptteile.کتاب به سه بخش اصلی تقسیم میشود.
- Die Organisation gliedert sich in verschiedene Abteilungen.سازمان به بخشهای مختلفی تقسیم میشود.