gnatzen
غرغر کردن، نق زدن، بدخلق بودن
Beispiele
- Aber ''gnatzen'' und kiwen bringt Martin um keinen Deut näher an die Klassenkameraden heran.اما غرغر کردن و نق زدن مارتین را هیچ ذرهای به همکلاسیهایش نزدیکتر نمیکند.
Bedeutungen
1
(über + Akkusativ)
(عامیانه، منطقهای) با صدای آهسته و ناراضی غرغر کردن یا نق زدن، معمولاً به دلیل نارضایتی یا بدخلقی.
- Er gnatzt den ganzen Tag über das Wetter.او تمام روز درباره آب و هوا غرغر میکند.
- Hör auf zu gnatzen und hilf lieber mit!دست از نق زدن بردار و بهتر است کمک کنی!