gegnen

Aussprache: /ˈɡeːɡnən/
Wortzerlegung: geg·nen
فعل

مواجه شدن، روبرو شدن، برخورد کردن (با)

Beispiele

  • Er ist mir vor dem Richter ''gegegnet''.او در مقابل قاضی با من روبرو شد.
  • älter:'' „als Paulus Ephesum kummen ist und im die zwölf menner ''gegnet'' sindقدیمی: «وقتی پولس به افسس رسید و دوازده مرد با او روبرو شدند

Bedeutungen

1 Dativ

به طور اتفاقی یا غیرمنتظره با کسی یا چیزی روبرو شدن، به خصوص در موقعیتی که نیاز به واکنش یا برخورد دارد.

  • Nach Jahren der Abwesenheit gegnete er seinem alten Schulfreund auf dem Marktplatz.پس از سال‌ها دوری، او در میدان بازار با دوست قدیمی مدرسه‌اش روبرو شد.
  • Die Ermittler gegneten unerwarteten Widerstand bei der Durchsuchung des Anwesens.بازرسان در جریان تفتیش ملک با مقاومتی غیرمنتظره روبرو شدند.