gehäkelt

Aussprache: /ɡəˈhɛːkəlt/
Worttrennung: ge·hä·kelt
صفت

قلاب‌بافی شده

Bedeutungen

1

چیزی که با استفاده از قلاب بافته شده است؛ ساخته شده با تکنیک قلاب‌بافی.

  • Sie trug eine gehäkelte Mütze.او یک کلاه قلاب‌بافی شده پوشیده بود.
  • Das Muster auf dem Tuch war kunstvoll gehäkelt.طرح روی پارچه با ظرافت قلاب‌بافی شده بود.
  • Meine Großmutter macht wunderschöne gehäkelte Decken.مادربزرگم پتوهای قلاب‌بافی شده زیبایی می‌سازد.