hämen

Aussprache: /ˈhɛːmən/
Worttrennung: hä·men
فعل

طعنه زدن، مسخره کردن، نیش‌دار حرف زدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden) hämen

کسی را به خاطر بدبختی، اشتباه یا شکستش با شادی، بدخواهی یا نیش‌دار تمسخر کردن، ریشخند کردن یا سرزنش کردن.

  • Es ist nicht schön, jemanden zu hämen, der gerade Unglück hatte.مسخره کردن کسی که تازه بدشانسی آورده، کار خوبی نیست.
  • Er wurde von seinen Kollegen für seinen Fehler gehänmt.او به خاطر اشتباهش توسط همکارانش سرزنش شد.