hagen
حصاربندی کردن، دیوار کشیدن، محصور کردن
Beispiele
- Das ''Hagen'' war ein Recht, Kraft dessen man den ganzen Wald mit einem hölzernen Zaun umgeben durfte. Innerhalb des Zauns wurde gejagt. Wer das Recht hatte zu jagen, hatte nicht auch automatisch das Recht zu ''hagen''.حصاربندی حقی بود که به موجب آن فرد اجازه داشت کل جنگل را با حصار چوبی احاطه کند. شکار در داخل حصار انجام میشد. کسی که حق شکار داشت، لزوماً حق حصاربندی را نداشت.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(قدیمی یا منطقهای) چیزی را با حصار یا پرچین محصور کردن.
- Die Bauern hagten ihre Felder, um das Vieh fernzuhalten.کشاورزان مزارع خود را حصار کشیدند تا دامها را دور نگه دارند.
- Ein alter Zaun hagt den Garten des Nachbarn.یک حصار قدیمی باغ همسایه را محصور کرده است.
2
Dativ (jemandem)
(قدیمی، اغلب با Dativ) به کسی خوش آمدن، مورد پسند واقع شدن. (معمولاً به صورت "es hagt jemandem")
- Es hagt ihm nicht, dass er so früh aufstehen muss.او از اینکه باید اینقدر زود بیدار شود، خوشش نمیآید.
- Wenn es dir hagt, können wir morgen ins Kino gehen.اگر دوست داری، میتوانیم فردا به سینما برویم.