entgegengehen
به استقبال رفتن، پیشواز رفتن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem / einer Sache)
به استقبال یا پیشواز کسی رفتن، به سوی کسی حرکت کردن.
- Ich werde meiner Freundin am Bahnhof entgegengehen.من به استقبال دوستم در ایستگاه قطار خواهم رفت.
- Der Lehrer ging den Schülern auf dem Schulhof entgegen.معلم به استقبال دانشآموزان در حیاط مدرسه رفت.
2
Dativ (jemandem / einer Sache)
مواجهه با رویدادهای آینده، پذیرفتن یا روبرو شدن با چیزی.
- Wir müssen den Herausforderungen der Zukunft entgegengehen.ما باید با چالشهای آینده روبرو شویم.
- Er ging dem Schicksal mutig entgegen.او با شجاعت با سرنوشت خود روبرو شد.