hehlen

Aussprache: /ˈheːlən/
Wortzerlegung: heh·len
فعل

مال مسروقه خرید و فروش کردن، پنهان کردن

Beispiele

  • Nun ist er zurück und will, wie gewohnt, wieder rauben und ''hehlen.حالا او برگشته است و می‌خواهد طبق معمول دوباره دزدی کند و «مال مسروقه خرید و فروش کند».
  • Ich wünschte, ich könnte gegen die ganze Zentralgewalt auftreten, ich würde es thun, das kann ich nicht ''hehlen;'' es würde nicht ehrlich sein, wenn ich einen Mantel um diese meine Ansichten hinge.“ (1848)ای کاش می‌توانستم در برابر تمام قدرت مرکزی بایستم، این کار را می‌کردم، نمی‌توانم این را «پنهان» کنم؛ اگر عبایی به دور این نظراتم می‌کشیدم، صادقانه نبود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

مال مسروقه را خرید و فروش کردن یا پنهان کردن (جرم).

  • Er wurde wegen Hehlerei verurteilt, weil er gestohlene Waren gehehlt hatte.او به دلیل مالخری محکوم شد، زیرا کالاهای دزدیده شده را خرید و فروش کرده بود.
  • Man darf keine gestohlenen Gegenstände hehlen.نباید اجناس دزدیده شده را خرید و فروش کرد.
2 Akkusativ

پنهان کردن، مخفی نگه داشتن (معمولاً در عبارت "nicht hehlen können", یعنی نتوانستن پنهان کرد).

  • Er konnte seine Freude nicht hehlen.او نتوانست شادی خود را پنهان کند.
  • Sie hehlte ihre Enttäuschung nicht.او ناامیدی خود را پنهان نکرد.