geheien

Aussprache: /ɡəˈhaɪ̯ən/
Wortzerlegung: ge·hei·en
فعل

آزار دادن، رنجاندن، مورد تجاوز قرار دادن (کهن/گویشی)

Beispiele

  • Wenn et Lichtmess stirmt un schneit un der Deiwel sei Modder ''geheit,'' da os Frehjahr net mi weit.اگر در روز شمع‌سوزان طوفان و برف ببارد و شیطان مادرش را آزار دهد، بهار دیگر دور نیست.
  • Hàt mi’ krenkt und ''gheit''.مرا رنجاند و آزار داد.
  • Der (verendete) Hund ''keit'' mich.سگ (مرده) مرا آزار می‌دهد.
  • Dë isch au nit uf e Chopf ''gheit!''“, er ist schlau.او هم از سرش نیفتاده است!» (یعنی: او باهوش است.)

Bedeutungen

1 Nominativ

نامیده شدن، خوانده شدن (شکل کهن و ادبی فعل heißen)

  • Wie mag der Held geheißen haben, der diese Tat vollbrachte?آن قهرمانی که این کار را انجام داد، چه نامیده می‌شد؟
  • Es geheißt, dass er ein großer König war.گفته می‌شود که او پادشاه بزرگی بود.
2 Dativ + zu + Infinitiv

فرمان دادن، دستور دادن (شکل کهن و ادبی فعل heißen)

  • Der König geheißt seinen Rittern, die Burg zu verteidigen.پادشاه به شوالیه‌هایش فرمان داد که از قلعه دفاع کنند.
  • Was geheißt du mir zu tun?چه فرمانی به من می‌دهی که انجام دهم؟