geheimnisumwittert
پوشیده از راز، مرموز
Bedeutungen
1
احاطه شده یا پوشیده شده با راز؛ مرموز و دشوار برای درک کامل.
- Die Ruinen waren geheimnisumwittert und voller Legenden.خرابهها پوشیده از راز و پر از افسانه بودند.
- Er war eine geheimnisumwitterte Persönlichkeit, über die wenig bekannt war.او شخصیتی مرموز بود که اطلاعات کمی از او در دسترس بود.
- Das geheimnisumwitterte Manuskript zog viele Forscher an.دستنوشته مرموز بسیاری از محققان را جذب کرد.