gehemmt
خجالتی، محتاط، بازداشته شده، مهار شده
Beispiele
- Warum benimmt sich dieser Mann mir gegenüber nur so ''gehemmt?'' Ich mag ihn wirklich und zeige das auch!چرا این مرد در مقابل من اینقدر خجالتی رفتار میکند؟ من واقعاً او را دوست دارم و این را نشان هم میدهم!
- Sie ist doch noch ein kleines Mädchen, da ist es doch normal, Fremden gegenüber schüchtern und ''gehemmt'' zu sein. Oder?او هنوز یک دختر کوچک است، طبیعی است که در برابر غریبهها خجالتی و محتاط باشد. اینطور نیست؟
- In diesem Kreis [der deutschen Fußballnationalmannschaft] gelang ihm [Franz Horn] allerdings kein Treffer und er spielte deutlich ''gehemmter'' als im Klubdress.در این جمع [تیم ملی فوتبال آلمان]، او [فرانتس هورن] هیچ گلی به ثمر نرساند و بسیار محتاطتر از زمانی که لباس باشگاه را به تن داشت، بازی کرد.