der Gehenkter
اعدامشده (با طناب دار)، به دار آویختهشده
Beispiele
- Dann fühlte ich, wie einer der ''Gehenkten'' mich am Knöchel des linken Beines packte.سپس احساس کردم که یکی از اعدامشدگان مچ پای چپم را گرفت.
اعدامشده (با طناب دار)، به دار آویختهشده